گزارش
گفتگو
یادداشت و مقاله
  • آرشیو اخبار

  • ۱۳۹۳/۰۷/۸ - ۱۲:۳۰


    فرازی از زندگی نامه شهدای آبیکی

    نگاه آبیک: نامش اسماعیل خیری بود. متولد چهارم مرداد ماه سال ۱۳۴۷بود، وی در روستای حصار خروان از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش یوسف، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هفتم اسفند ۱۳۶۲، در طلائیه بر اثر […]

    Print Friendly

    نگاه آبیک: نامش اسماعیل خیری بود. متولد چهارم مرداد ماه سال ۱۳۴۷بود، وی در روستای حصار خروان از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش یوسف، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت.

    شهید اسماعیل خیری

    تا چهارم ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هفتم اسفند ۱۳۶۲، در طلائیه بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

    گوشه ایی از وصیت نامه شهید اسماعیل خیری

     به نام خدا.

    (الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ).(توبه، ۲۰).

    آنان که بگرویدند و آنان که هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدای، ایشان امید می دارند رحمت خدای و خدای آمرزگار و بخشاینده است.

    وصیت نامه‌ام: سلام و درود بر خدا و سلام و برکات خدا بر رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامى، حضرت آیت الله العظمى امام خمینى روحى له الفدا.

    سلام و درود خدا بر شهداى انقلاب اسلامى و شهداى جنگ تحمیلى، على الخصوص شهداى گمنام این وصیت نامه‌اى که الآن دارم مى‌نویسم، ساعت ۴ بعداز ظهر مى‌باشد.

    پدرجان، واجب مى‌باشد که وصیت‌نامه‌اى بنویسم. و اما شما اى پدر و مادرم، بدانید و مطمئن باشید من امروز در راه جاودانه‌اى گام نهادم که انتهاى آن ان شاالله حکومت مستضعفین جهان است.

    بارها پیش خودم زمزمه نمودم که شما براى من زحمت بسیارى کشیدید و من هم در آخر نتوانستم زحمات شما را جبران نمایم; در حق شما خیلى کوتاهى نمودم و دین خود را نسبت به شما به طور صحیح ادا نکردم. ولى پدرجان، اگر من شهید شدم، به مادرم دلدارى بدهید و مادرم به خواهرانم دلدارى بدهد، و امیدوارم بعد از شهادت من، خرجى نکنید هرچه مى‌توانید کم خرج کنید.

    براى خدا کار کنید و بجز خدا.حرف کسى را گوش نکنید . این فکر را نکنید که اگر زیاد خرج کنید، مردم تعریف مى‌کنند و اگر کم خرج کنید، مردم مى‌گویند که تمام شما را به پروردگار جهانیان مى‌سپارم و پروردگار جهانیان شما را نگهدار مى‌باشد.

    به امید روزى که پرچم جمهورى اسلامى ایران در بلندتربن قله دنیا به اهتزاز درآید آمین.

    در بساط خویش دارد بهترین کالا شهید/ مى‌کند کالاى خود را با خدا سودا شهید/

    بهر استقلال اسلام از خم چوگان مرگ/ گوى سبقت را از میدان مى‌برد تنها شهید/

    سر خط آزادى ما را به میدان نبردمى‌کند/

    با خون سرخ خویشتن امضا شهید.

    خداحافظ شما

    . پسر شما. ۲۶/۱۱/۶۲.

    شهید اسماعیل خیرى

    وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (آل عمران : ۱۶۹-.۱۷)

    مپندارید کسانى که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند، بلکه زنده‌اند و نزد خدایشان روزى مى‌خورند.

    سلام و درود بر خدا و سلام و برکات خدا بر رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامى، حضرت آیت الله العظمى امام خمینى روحى له الفدا. سلام و درود خدا بر شهداى انقلاب اسلامى و شهداى جنگ تحمیلى، على الخصوص شهداى گمنام سلام و درود خدا بر ملت قهرمان شهید پرورمان که همچون کوهى استوار در زیر موشکهاى دشمنان اسلام و در مقابل این جنگ تحمیلى تا پیروزى نهایى ایستاده‌اند و دست از امام و اسلام بر نمى‌دارند.

    خدایا جاى حمد و سپاس است که من بنده حقیر را به این سرزمین مقدس آورده‌اى تا در استقرار حاکمیت جهانى اسلام که بر دوش سپاه اسلام استوار است، آنها را کمکى کرده باشیم. زیرا که حافظ استقرار حکومت عدل اسلام در جهانند. با تابش آنهاست که اشعه تابناک اسلام برروى زمین جهان گیر خواهد شد. براى همین است که تمام دستهاى ابرقدرتها براى ضعف و نابودى سپاه اسلام به کار مى‌رود و گروه منافقین و دشمنان اسلام را در داخل کشور وارد و به تخریب و آتش سوزى وادار مى‌کنند.

    خدایا بگذار در میدانهاى شهادت بتازیم; بگذار غرور و تکبر را با آب اخلاص و خلوص و صدق و تواضع شستشو دهیم و با خون خود ننگ هزار ساله تاریخ را بشوییم. اى حسین جان، اى عزیز زهرا، فرزندان تو را در این سرزمین ها سر بریدند، دستشان را جدا کردند. اى حسین جان، اى شهید بزرگ، اى سرور شهداى اسلام، آمده‌ام تا با تو راز و نیاز کنم دل پر درد خود را به سوى تو بگشایم.

    از انقلابیون دروغین گریخته‌ام. از کسانى که با خون شهیدان تجارت مى‌کنند، متنفرم. آرى انسانها، آیا انسانى که براى خدا دست از همه چیز خود مى‌کشد و در هواى سرد زمستان و گرماى تابستان در میان سنگرها، زیر رگبار تیر و مسلسل و توپ و خمپاره‌ها مقاومت مى‌کند و از حمله دشمنش، آنى در امان نیست و مثل کوه مقاوم براى زندگى من وشما ایستادگى مى‌کند، مى‌جنگد تا کشته مى‌شود، آیا او شهید نیست ؟ آیا در خور تحسین و تمجید پیامبران و فرشتگان الهى نیست.

    پدر و مادرم، مى‌دانم که در سوگ من خواهید نشست و بیاد من خواهید بود; البته مى‌دانید که من عاشق حسین بودم و هستم و سالهاست در راه اسلام قدم بر مى‌دارم. همانطورى که مطلع هستید، امام فرمودند وظیفه شرعى و عرفى خود را ادا کنید; پس جان ناقابلم را به اسلام هدیه مى‌کنم. زیرا درس شهادت را از معلم و رهبرم ابا عبدالله الحسین آموخته‌ام. کسى نمى‌تواند به این منزلگه دسترسى پیدا کند; پس چه بهتر که از این زندگى و دنیاى رقت بار پررنج و شکنجه‌زایى که موجب غرق شدن در گناه و معصیت است رها شده و به سوى او تنها عاشق مومن شتابیم. سلام اى جنگجویان دلاورنهنگانى به خاک و خون شناور و سلام اى صخره‌هاى صف کشیده‌ به پیش تانکهاى کوه پیکر.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

    ۲۶/۱۱/۶۲.

    اسماعیل خیرى

    Print Friendly

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    هشت − = 7